ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

51

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

را دارند ، پنجم باز گردانيدن سهام ستمديدگان به خودشان وسهمان جمع سهم است وآن بهره‌اى است كه مسلمان در بيت المال دارد ، سپس چون پيش از اين مردم را از گرايش به نادانيها واعتماد بر جهل نهى فرموده بود ، اكنون آنان را دستور مىدهد كه براي فرا گرفتن دانش پيش از آن كه نهال آن خشك شود بشتابند ، وواژه نبت را براي علم استعاره فرموده وبا ذكر « تصويح » كه به معناى خشك كردن است آن را ترشيح داده ، وبطور كناية به از ميان رفتن علم با مرگ خود اشاره فرموده است . ( 20563 - 20541 ) فرموده است : من قبل أن تشغلوا بأنفسكم . يعنى : در اين موقع كه از شرور فتنه‌ها ورنجهايى كه در آينده از بنى اميّه به شما خواهد رسيد آسودگى داريد . ومستتار علم يعنى آنچه از آن نور علم تابش دارد واز آن كسب هدايت مىشود ، ومراد از أهله خود آن حضرت وجانشينان اويند ، پس از اين به مردم دستور مىدهد كه نخست خود ، از ارتكاب منكرات خوددارى كنند ، وسپس مردم را از اين اعمال بازدارند ، زيرا كسى كه ديگران را از چيزى نهى مىكند ، بايد ابتدأ خود أو اين نهى را به كار بندد واز ارتكاب آن كار خوددارى كند . ودر اين صورت است كه نهى مىتواند مفيد ومؤثّر واقع شود ، ومطابق با مقتضاى حكمت ومصلحت نيز همين است ، براي اين كه سرشت آدمي از ديدن كارهاى ديگران بيشتر متأثّر ، وبه پيروى از آنان زودتر راغب مىشود تا شنيدن گفتار آنان ، بويژه اگر كردار گوينده با گفتارش مخالفت داشته باشد ، واين موضوعي است بديهي وتجربه وعقل سالم واحكام وشرايع به آن گواهى مىدهد . وشاعر در اين شعر بدان اشاره كرده است : لا تنه عن خلق وتأتي مثله * عار عليك إذا فعلت عظيم « 4 »

--> ( 4 ) از خوى وعادتي كه خودت مانند آن را به كار مىبرى ديگران را نهى مكن ، اين ننگى بزرگ است اگر آن را به جاى آورى .